تبليغاتX
گرمه نون
از دل و دیده ، گرامی تر هم
آیا هست ؟
- دست ،
آری ، ز دل و دیده گرامی تر :
دست !
زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ،
بی گمان دست گرانقدرتر است .
هر چه حاصل کنی از دنیا ،
دستاورد است !
هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمین ،
دست دارد همه را زیر نگین !
سلطنت را که شنیده ست چنین ؟!
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست !
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست .
در فروبسته ترین دشواری ،
در گرانبارترین نومیدی ،
بارها بر سرخود ، بانگ زدم :
- هیچت ار نیست مخور خون جگر ،
دست که هست !
بیستون را یاد آر ،
دست هایت را بسپار به کار ،
کوه را چون پَر کاه از سر راهت بردار !
وه چه نیروی شگفت انگیزی است ،
دست هایی که به هم پیوسته است !
به یقین ، هر که به هر جای ، در آید از پای
دست هایش بسته است !
دست در دست کسی ،
یعنی : پیوند دو جان !
دست در دست کسی
یعنی : پیمان دو عشق !
دست در دست کسی داری اگر ،
دانی ، دست ،
چه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوست ؛
لحظه ای چند که از دست طبیب ،
گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد ؛
نوشداروی شفا بخش تر از داروی اوست !
چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دستٰ
پرچم شادی و شوق است که افراشته ای !
لشکر غم خورد از پرچم دست تو شکست !
دست ، گنجینه مهر و هنر است :
خواه بر پرده ساز ،
خواه در گردن دوست ،
خواه بر چهره نقش ،
خواه بر دنده چرخ ،
خواه بر دسته داس ،
خواه در یاری نابینایی ،
خواه در ساختن فردایی !
آنچه آتش به دلم می زند ، اینک ، هر دم
سرنوشت بشرست ،
داده با تلخی غم های دگر دست به هم !
بار این درد و دریغ است که ما
تیرهامان به هدف نیک رسیده است ، ولی
دست هامان ، نرسیده است به هم !
فریدون مشیری

+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در دوشنبه هجدهم مهر 1390 و ساعت 12:36 |

دشت لار، منطقه پلور، غار گل زرد از زیباترین غارهای منطقه لاریجان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 10:28 |

در منطقه لاریجان بیش از 70 غار دست کن بر سینه صخره ها وجود دارد که مشهورترین آنها کافرکلی است. کافرکلی مشرف بر جاده هراز حدودا 85 کیلومتری تهران و 80 کیلومتری آمل، در منطقه آب اسک لاریجان قرار دارد. کافرکلی از پایین کوه و کنار جاده به صورت حفره­­ هایی به نظر می رسد که غیر قابل دسترسی است. این حفره ها پنجره ها و راههای ورودی خانه های سه طبقه ای است که با مهارت و مشقت بسیار در دل صخره ها کنده شده اند. وجود اتاق خواب2*3 و 3*3، آشپزخانه، سرویس بهداشتی و مخازن و کانال هدایت آب نشان می دهد که افرادی این مکان را برای زندگی دراز مدت ساخته اند. تردد بین طبقات از طریق پلکانهایی صورت می گرفته که در درون صخره ها کنده شده است و موقعیت خوب مقرهای نگهبانی و دیده بانیها امنیت این خانه ها را تأمین می کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در یکشنبه سی ام مرداد 1390 و ساعت 12:37 |

از دم سردم هواي درد را حس كن عزيز
تلخي اين واژه هاي زرد را حس كن عزيز
قلبم آيينه ست شك داري بيا دستي بكش
زير دستت ذره هاي گرد را حس كن عزيز
بي پناهم تو پناه من نباش اما فقط
غربت اين كولي ولگرد را حس كن عزيز
سرد باش اما فقط وقتي كه مي سوزانيم
عمق زخم حرفهاي سرد را حس كن عزيز
نيمه شب از كوچه تان آوازخوان رد مي شوم
سوز شعر عاشق شبگرد را حس كن عزيز

+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 و ساعت 14:4 |
جانپناه امیری(سنگ سیاه) توچال

+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در سه شنبه چهارم مرداد 1390 و ساعت 8:0 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در دوشنبه سوم مرداد 1390 و ساعت 8:0 |

+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در شنبه یکم مرداد 1390 و ساعت 7:54 |
چندی پیش پستی درباره مهاباد نوشتم و دوست عزیزم آقای دکتر خواستار این مطلب را درباره رقص کردی برایم ارسال کرده است، با سپاس از ایشان:



. . به یاد داشتن این نکته ضروری است که اکثریت قریب به اتفاق رقص ها، ریشه ای آیینی دارند. مردمان آسیا، آفریقا، بومیان استرالیا، سرخپوستان آمریکا و بسیاری از نقاط جهان در رابطه با راز و نیاز خود با خدای بزرگ خود و طلب بخشش گناهان، ازدیاد محصول زمین، اعطای زنی زیبا و دیگر نیازهایی که حتی بشر امروز سرسختانه تر از دیروز به دنبال آن است، رقص می کردند تا مگر خواسته هایشان برآورده شود. ریشهء بیشتر رقص ها در مشرق زمین است؛ زیرا شرق مبداء آیین های خداوندی است. منطقهء خاورمیانه، به ویژه فلات ایران و بالاخص بین النهرین، سرمنزل رقص های آیینی و حماسی است. مردمان سلسله جبال زاگرس بر بلندای بلندترین کوه های همیشه سرافراز خود رقصی جادویی به نام «هه لپه رکی» آفریدند، «هوره» می کنند تا خورشید را شاهد بگیرند.

حدود چند سال پیش در منطقهء عیلام تخته سنگی کوچک یافتند که بر روی آن آدم هایی دست در دست هم گذاشته بودند و دایره وار هه لپه رکی می کردند. قدمت این سنگ بیست هزار سال تخمین زده شده است. طبق اکتشافات باستان شناسان در این منطقه «سومریان» زندگی می کرده اند و تمدنی پرشکوه داشته اند که حتی “ویل دورانت “ دربارهء آن ها می گوید: ” آن چه که بشر امروز به عنوان فرهنگ و تمدن به دست آورده است، چیزی نیست که به آن ببالد، چون سومریان مردمی بودند که بیست هزار سال به طور منسجم تر آن را به وجود آوردند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در یکشنبه پنجم تیر 1390 و ساعت 8:17 |

نه در میان تنگنای خاطرات گذشته و نه نگرانی و تشویش آینده.

آزاد و رها...

با تمام وجود در لحظه!

 گاهی لازم است مثل کسری نگاه کنم! غرق در دوردستها و افق نشوم!

همین حوالی را ببینم، همین نزدیکی، تلاقی پاها، زمین و اکنون!

+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 17:43 |

5 صبح جمعه 13/3/90 به همراه 10 نفر از دوستان از میدان آزادی تهران راهی قله درفک شدیم، قله درفک (۲۷۰۶ متر) کوهی ستبر و زیبا بر فراز جنگل و ابرها در شمال شرق رودبار، و جنوب سیاهکل است. بیشتر درختان این منطقه در پایین دست زیتون و در ارتفاعات درختان توسکا و افرا و راش می باشد و به علت نوع خاک منطقه چشمه های معدود و کم آبی دارد با این حال سیاهرود رودبار و چاکرود لاهیجان از فرزندان درفکند. مار، گرگ، شغال، خوک و خرس در این جنگل زندگی می کنند و همچنین نوعی عقاب که وجه تسمیه درفک نیز هست(درفک به زبان محلی یعنی لانه عقاب). بهترین فصل صعود بهار و پاییز است، تابستان بسیار گرم و شرجی و زمستان پربرف و سرد است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 و ساعت 9:5 |

چوپان

مرغی که از تخمهایش محافظت می کند

همان داستان همیشگی آب از سرچشمه آوردن

زندگی

+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 و ساعت 9:0 |

بقعه قیدار بن اسماعیل بن ابراهیم نیای سی ام محمد(ص) در شهر قیدار(خدابنده) در دامنه کوه قیدار قرار دارد. پارکینگ کوچکی با گنجایش حدود 10 ماشین در میانه کوچه 3 متری منتهی به بقعه است، بقعه بسیار کم فروغتر از آن است که تصور می کنید، قدمتش چندان نیست، معماری چشمگیری ندارد و استقبال زیادی هم از آن نمی شود، با توجه به عده زیاد جوانانی که در محوطه هستند و دو مأمور نیروی انتظامی باتوم به دست، پیداست اینجا یکی از تفرجگاههای شهر است، در ورودی بقعه کوتاه است و با تعظیم به مقبره قیدار(ع) وارد میشوی، بقعه دارای دو اتاق تو در توست، در اولین اتاق شخصی مرثیه امام حسین را می خواند و مقبره حضرت قیدار(ع) در اتاق دوم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در سه شنبه هفدهم خرداد 1390 و ساعت 8:0 |

سال 1372 در پی ماجراجویی و کاوش گنج توسط روستاییان گنج پنهان 30 میلیون ساله کوه سقز لو در 7 کیلومتری شهرستان گرماب استان زنجان کشف شد. غار آهکی کم نظیر در دنیا در هفت طبقه که امروزه حدود 2.5 کیلومتر از طبقه اول آن یعنی معادل 1 درصد از مساحت کشف شده طبقه اول قابل بازدید برای عموم است. دور بودن غار از مرکز استان و مسیرهای دسترسی نه چندان مناسب باعث شده کتله خور کمتر مورد توجه قرار گیرد. ساعت بازدید غار از 8 صبح الی 5 بعداز ظهر و بهای بلیط آن 3500 تومان است. ورودی غار کمی سرد است و مابقی مسیر هوای نمناک و سنگینی دارد. مسیر ورودی را از کف خاک برداری کرده اند تا به راحتی قابل بازدید باشد، اثر آب بر روی دیواره ها نشان از وجود جریان آب بسیار شدیدی در گذشته دارد، قندیلهای چند میلیون ساله در کف و سقف و دیوارهای غار ماحصل انحلال و رسوبات سنگهای کربنیک است که هر 100 سال و بعضی هر 300 سال 1 سانتی متر رشد می کنند، صدای موزونی از برخورد قطرات آب روی قندیلها ایجاد می شود و می توان با قندیلها به آرامی موسیقی نواخت. قندیلها اشکال و رنگهای متنوعی دارند که با نورپردازی خوب غار جلوه بهتری پیدا کرده اند. قندیلهای گل کلمی، مریم مقدس، نخل سوخته، عروس و داماد، پای فیل، شیر نشسته، میدان بی ستون، تالار آیینه، میدان پنجه شیر، تونل قندیلی، دست شیطان، کوچه عروس، شیار یوزپلنگ، دو جادوگر، سفره عقد، قصر بلورین و ... از جمله اشکال چشم نوازی است که قندیلها ایجاد کرده اند. تصور اینکه چندمیلیون سال از عمر ستونهای کریستال عظیم الجثه غار می گذرد حس عجیبی به انسان می دهد، بر روی این ستونها اسامی و امضاهای افراد مهمی مثل تقی و سهراب و حسن و لیلا از تهران و زنجان دیده می شود که در روزهای شلوغ به دور از چشم مأمورین اثری به یادگار بر روی قندیلهای چندمیلیون ساله حک کرده اند! در سرتاسر مسیر تابلوهایی از آیات قرآن در تسبیح و حمد خدا از سقف آویخته اند. به جز خفاشهای ابتدای غار و جلبکهای اطراف چراغها، هیچ موجود زنده ای در غار زندگی نمی کند. سوییتهای اقامتی و آلاچیق و سرویس بهداشتی در بیرون غار وجود دارد و پاییز و زمستان و فصل امتحانات برای بازدید خلوت تر است.

اطلاعات بیشتر در وب سایت کتله خور



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 و ساعت 13:49 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در دوشنبه نهم خرداد 1390 و ساعت 10:27 |

برای آوردن چرخ دستی حمل بار در فرودگاه باید مسافت 500 متری را طی کنی، زمانی که برای آوردن چرخ رفته بودم پیرزن ترکی نظرم را جلب کرد که به سختی 4 چرخ دستی را به کمپشان می برد تا تعدادی از هم قطارانش این مسافت را نروند، بیشتر که دقت می کنم می بینم پاکستانیها و ترکها همین کار را می کنند و بیشتر ایرانی ها تنها یک چرخ دستی برای خودشان می آورند.

یکی از چمدانهایم پاره شده، از روی چرخ دستی برمیدارم تا طناب پیچش کنم، مرد ترکی با زبان ایما و اشاره، کمی ترکی، عربی و انگلیسی می گوید چرخم را قرض می خواهد تا بارش را از کنار اتوبوس به اینجا بیاورد، می گویم عجله دارم و چرخ را لازم دارم، باز هم اصرار می کند و من قبول نمی کنم، در چشمانم نگاه می کند، به سینه اش اشاره می کند و می گوید : "انا ترکیا ، فقط ایکی دقه"، لحن کلامش و عمق نگاهش را هنوز فراموش نکرده ام،  بی معطلی چرخ را به او دادم و گفتم "عجله نکن منتظر می مانم."

 او با غرور ملیتش را مایه اعتبارش قرار داد و برای ضمانت وعده اش گفت من ترکم! مدتها بعد از آنکه چرخ را برگرداند به این موضوع فکر می کردم، آیا من ملیتم را مایه اعتبارم می دانم؟!

+ نوشته شده توسط حسین آدوسی در شنبه هفتم خرداد 1390 و ساعت 10:3 |